تبليغاتX
عصاره ی بهترین پستهاتوسط محمد

عصاره ی بهترین پستهاتوسط محمد

عصاره ی بهترین پستهاتوسط محمد

این مردان سرشناس قبلا چه شغلی داشتند؟


1) آدولف هیتلر ( دیكتاتور آلمان ) .................................................. ............... نقاش پوستر
2) آلبرت انیشتن ( فیزیكدان ) .................................................. .............. منشی اداره ثبت
3) الویس پریسلی ( خواننده ) .................................................. ................. راننده كامیون
4) امیركبیر ( صدراعظم ناصرالدین شاه ) .................................................. ................ آشپز
5) او هنری ( نویسنده ) .................................................. .................................. گاوچران
6) جرالد فورد ( رئیس جمهور آمریكا ) .................................................. . مانكن لباس مردانه
7) جوزپه گاریبالدی ( انقلابی ایتالیایی ) .................................................. ............... ملوان
8) جیمی كارتر ( رئیس جمهور آمریكا ) .................................................. ............. بادام كار
9) رونالد ریگان ( رئیس جمهور آمریكا ) .................................................. .. هنرپیشه سینما
10) شون كانری ( هنرپیشه سینما ) .................................................. .. بنا و راننده كامیون

11) كلارک گیبل ( هنرپیشه سینما ) .................................................. ................. چوب بر
12) ویلیام فالكنر ( نویسنده ) .................................................. ............... نقاش ساختمان
13) گاندی ( رهبر فقید هند ) .................................................. ................ وكیل دادگستری
14) جرج واشنگتن ( اولین رئیس جمهور آمریكا ) .................................................. .. كشاورز
15) نادرشاه افشار ( موسس سلسله افشاریه ) ............................................. پوستین دوز
16) یعقوب لیث ( سرسلسله صفاریان ) .................................................. ................ رویگر
17) امیر اسماعیل سامانی ( سرسلسله امرای سامانی ) ...................................... ساربان
18) آلپتكین ( سرسلسله غزنویان ) .................................................. ........... غلام زر خرید
19) فرخی سیستانی ( شاعر مشهور ایران ) ................................................ كارگر كشاورز
20) محمد ( پیامبر بزرگ اسلام ) .................................................. ....... چوپان و بعدها تاجر

21) عیسی ( ناجی و مسیح ) .................................................. ............................. نجار
22) موسی ( پیامبر بزرگوار یهود ) .................................................. ....................... چوپان
23) پاندیت نهرو ( نخست وزیر هند ) .................................................. ...... وكیل دادگستری
24) موسولینی ( دیكتاتور ایتالیا ) .................................................. ............. روزنامه نویس
25) ساموئل مورس ( مخترع آمریكایی ) .................................................. .............. نقاش
26) جک لندن ( نویسنده آمریكایی ) .................................................. .......... كارگر كشتی
27) آلبر كامو ( نویسنده فرانسوی ) .................................................. ...................... معلم
28) ریچارد نیكسون ( رئیس جمهور آمریكا ) .............................................. وكیل دادگستری
29) آبراهام لینكلن ( رئیس جمهور آمریكا ) .................................................. .... هیزم شكن
30) گی دو موپاسان ( نویسنده آلمانی ) .................................................. كارمند دریا داری

31) چارلز دیكنز ( نویسنده انگلیسی ) .................................................. ............... منشی
32) آناتول فرانس ( نویسنده فرانسوی ) .................................................. .......... كتابفروش
33) مولیر ( نویسنده بزرگ فرانسوی ) .................................................. ............. هنرپیشه
34) هربرت جرج ولز ( نویسنده بزرگ انگلیسی ) ................................................ شاگرد بزاز
35) ارنست همینگوی ( نویسنده بزرگ آمریكایی ) ................................................. خبرنگار
36) ویلیام شكسپیر ( نویسنده بزرگ انگلیسی ) ........................................ هنرپیشه سیار
37) فیدل كاسترو ( رئیس جمهور كوبا ) .................................................. . دانشجوی حقوق
38) كاردینال ریشیلو ( صدر اعظم معروف فرانسه ) ................................................. كشیش
39) ناپلئون بناپارت ( امپراطور فرانسه ) .................................................. ...... افسر توپخانه
40) كریم خان زند ( موسس سلسله زندیه ) .................................... تیر انداز سپاه نادر شاه

41) میرزا تقی خان امیر كبیر ( صدر اعظم ناصرالدین شاه ) ...................................... منشی
42) ژاندارک ( شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی ) ........................................ چوپان
43) هانری فورد ( كارخانه دار آمریكایی ) .................................................. ....... ساعت ساز
44) توماس ادیسون ( مخترع بزرگ آمریكایی ) .................................................. .. تلگرافچی
45) آلفرد نوبل ( بنیانگذار جایزه نوبل ) .................................................. ........ كارگر كارخانه
46) والت دیزنی ( مخترع سینمای انیمشن ) .................................................. . پادوی مغازه
47) میكلانژ ( نقاش مجسمه ساز ایتالیایی ) .................................................. سنگ تراش
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:17  توسط محمد  | 

راههایی برای سادیسمی کردن شوهر !!!

 دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !



. غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !



. هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!



. هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !



. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد !



هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد !



دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد !



براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !



اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد !



هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!



هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته !



هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !



از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !



هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !



و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد !!!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:38  توسط محمد  | 

ملیت بزرگان ایرانی تغییر می کند

فعلا که در اثر مساعی دولت جمهوری اسلامی، رودکی تاجیک است و نظامی گنجوی و ‏شهریار اهل آذربایجان ، مولانا ترک است و خوارزمی هم که اهل خوارزم است و بزرگان ‏ایرانی بعد از اینکه « کوچک» های ایرانی روی صندلی بزرگ ها نشستند، یکی یکی بعد از ‏مرگ به سایر کشورها پناهنده می شوند. شوخی نمی کنم. فقط آدمهای زنده نیستند که نیاز به ‏احترام دارند، فرض کنید که روح مولانا می بیند که آدمی مثل دکتر سروش بخاطر نزدیکی ‏فکری و مشرب به او، مورد بی احترامی قرار می گیرد و یا عبیدزاکانی می بیند که سی سال ‏است اجازه چاپ کتابش را نداده اند، از طرفی نگاه می کند و می بیند که ترک ها یا تاجیک ها ‏یا عرب ها یا آمریکایی ها هر روز برایش مراسم بزرگداشت برگزار می کنند، همین می شود ‏که روحش پرمی کشد و می رود به خارج و ملیت غیر ایرانی پیدا می کند. حالا گذشته را ‏بگذاریم کنار. فکر می کنید از بزرگان امروز ایرانی، کدام شان ملیت ایرانی دارند؟ فرض ‏کنید سی سال بعد فرنگی ها ادعا کنند که « ایرج پزشک زاد» فرانسوی است و « جمالزاده» سوئیسی است و « نادر نادرپور» و « صادق چوبک» آمریکایی هستند و « هادی ‏خرسندی» انگلیسی است. و فرض کنید که سی سال بعد ملت ما از اینکه بزرگترین طنزنویس ‏شان یعنی « ایرج پزشک زاد» فرانسوی است ناراحت بشوند و از فرانسوی ها شکایت کنند ‏که چرا « پزشک زاد» را از ما دزدیدید؟ و استناد کنند که شاهکار پزشک زاد یعنی دائی جان ‏ناپلئون به فارسی نوشته شده، پس پزشک زاد ایرانی است. فکر نمی کنید فرانسوی ها به ما ‏خواهند گفت: « این نویسنده اگر ایرانی است، پس چرا سی سال نمی گذاشتید برود توی کشور ‏خودش و کتابش را چاپ کند؟» قاچ زین بزرگان امروز ایرانی را بچسبید، مولانا و رودکی را ‏به حال خودشان بگذارید. جلال الدین کزازی گفت: « تغییر ملیت بزرگان ایرانی ادامه دارد.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:3  توسط محمد  | 

برای عسلم

دیگه قورباغه ها هم گربه صفت شدن.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:30  توسط محمد  | 

عمو فی.لترباف ** بله** فی.لتر منو بافتي ؟ ** بله**مردمو دست انداختي ؟ ** بله** معرکه راه انداختي ؟ ** بله **چاخان به هم بافتي ؟ ** بله** انقلاب اومده ** چي چي اورده ؟ ترياک و حشيش ** با صداي چي ؟ مرگ بر آمريکا
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:31  توسط محمد  | 

ادامه مطلب رو دریاب آخرسیاسی مخالف محمودی نژاد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 13:23  توسط محمد  | 

عجب اسمهایی((:

عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.

 
1-  نام‌هاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد نام‌هايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نام‌هايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.

مصاديق نام‌ها:
مهين‌رضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پري‌تك، مرد، ميناب
ولي‌بانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمين‌خان، مرد، ميانه


2- نام‌هاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد از اين نام‌ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكان‌هاي جغرافيايي است.

مصاديق نام‌ها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر


3-  نام‌هاي زماني
در ساختار بسياري از اين نام‌ها، نشانه‌هايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده مي‌شود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل مي‌دهند.

مصاديق نام‌ها:
امروز، مرد، ميانه
تيرماه، مرد، سراب
روزعلي، مرد، شهركرد
اذان وقت، مرد، اردبيل
فوري، زن، تهران
شب‌چراغ، زن، ايذه


4- نام‌هاي حيواني
ساختار اين نام‌ها برگرفته يا تلفيقي از نام‌هاي مركب يا مستقل حيوانات است. اين نام‌ها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزيه و تحليل اين اسامي نشان مي‌دهد كه 61درصد اسامي پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.

مصاديق نام‌ها:
پشه، مرد، سركان
تيله‌گرگ، مرد، ياسوج
سيدگرگ‌الله، مرد، ممسني
ساس، مرد، شيراز
بزعلي، مرد، درگز
كلاغ، مرد، كهنوج


5- نام‌هاي نباتي
اين‌گونه نام‌ها از پسوند يا پيشوند نباتي گرفته شده است. در اين بين سهم زنان بيشتر از موارد ديگر در حدود 40درصد است. تفكيك اين نام‌ها براي مشخص شدن جنسيت بسيار مشكل است.

مصاديق نام‌ها:
انگور، مرد، ايرانشهر
ترياك، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرم‌آباد
فلفل، مرد، ممسني
گيلاس، زن، اردبيل
نخود، زن، ميناب


6- نام‌هاي وصفي
اين‌گونه نام‌ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اين‌گونه نام‌ها در ميان مردان بيشتر از زنان است.

مصاديق نام‌ها:
روسپي، زن، مرودشت
قيمتي، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقير، مرد، لنجان
فتنه، زن، سيرجان
قاچاق، مرد، الشتر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:44  توسط محمد  | 

جوون هر کی دوست دارین برین ببینین حسودی چی کار نکرده

طرف به هرچی فارس فحش کشیده ابله خودش رو برتر میدونه

واقعاْ جای تامل داره وبلاگش اینه

برام نظرم بذار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:11  توسط محمد  | 

یه حال اساسی به خانوما

می خوام یه حال اساسی به خانوما بدم که وجدانم راحت باشه :

زنان بدون مردان

پشت سر هر مرد بزرگ يك زن بزرگ است و پشت سر هر زن بزرگ يك مرد بي‏عرضه.

زنان و مردان
زنان معمولاً در مورد شوهرشان فاشيستند، اما در مورد شوهر ديگران دموكراتند. البته مردان هم همينطورند.

زنان و شوهران
براساس آمار زنان ده سال پس از مرگ شوهرشان زنده می مانند. و ده سال زندگي آرام پس از مرگ شوهر بزرگترين پاداش طبيعت به رنج‏هاي یک زن برای سالها تحمل یک مرد است.


مرد باهوش
آقای سیاستمدار موفق آرزو کرد ده برابر باهوش شود، یک تاجر موفق شد. آرزو کرد صد برابر باهوش شود، هنرمند بزرگی شد. آرزو کرد هزار برابر باهوش شود، زن شد.

بهشت زنان
بهشت زیر پای مادران است. احتمالا به همین دلیل در بهشت درمقابل هر مرد ده زن وجود خواهد داشت.

مادرقحبه ها به بهشت نمی روند
بهشت زیر پای مادران است، من نمی دانم در مورد مادرقحبه ها چه اتفاقی می افتد.

زنان فیلسوف
در تمام تاریخ فلسفه حتی یک زن را هم نمی توانید پیدا کنید....
واقعا مردها دلشان به همین چیزهای احمقانه خوش است.

عزیزم! بهت نیاز دارم
علت اینکه مردان به زنان نیاز دارند این است که نمی دانند بدون یک زن چطور می شود زندگی کرد. و علت اینکه زنان به مردان نیاز دارند، این است که از جابجاکردن اشیاء سنگینی مثل یخچال و مبل و کمد خوششان نمی آید.

گرایش فلسفی
فقط یک مرد وقتی زنی بداخلاق داشته باشد می تواند فیلسوف بزرگی شود، اما اگر زن خوش اخلاقی داشته باشد مثل آدم زندگی اش را می کند.

عاشقانه ای برای تو
اکثر شاعران مرد برای زنان اشعار عاشقانه می سرایند و اکثر شاعران زن از قول مردانی که برای زنان شعر عاشقانه می سرایند، شعرهایشان را می نویسند.

 

شروع تازه

یک مرد پس از فوت زنش با یادآوری خاطرات شیرین زندگی زناشویی دوباره ازدواج خواهد کرد اما یک زن پس از مرگ شوهرش با عبرت گرفتن از دوران اسارت! هرگز دنبال شوهر دوم نخواهد رفت

 

عشق

یک مرد با شنیدن صدای یک زن جذب او می شود.با دیدن او عاشقش می شود.با شنیدن صحبت هایش دیوانه می شود.در صورت نرسیدن به او وحشی می شود! و در صورت رسیدن به او رام میشود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 20:27  توسط محمد  | 

زی زی لوژی

شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!! اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!! اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!! اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!! اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!! اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!! اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!! زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن) : اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید!! مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید! آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید!!! از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد!!! اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید، مگر شما منتظر اجازه او بودید؟!! خوب بروید!! تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین!!! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست!!! اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!!! اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهید!! هرچند اقایون همه بلد هستن اگر شوهر شما فمینیست نیست،زن ذلیل که هست اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باشی ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیرید که ناراحت هستید اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 16:23  توسط محمد  | 

یه مشت مطلب درباره ی زنها

می خوام یه مشت مطلب درباره ی زنها بنویسم(ولی خوب)نظرتون رو دربارش بگید

۱)اگرمیخواهید اندازه ی تمدن وپیشرفت ملتی رابدانیدبه زنان آن ملت بنگرید

۲)حساسیت.عشق.تحمل و فداکاری.زندگی زن راتشکیل میدهد

۳)زن تاج آفرینش است

۴)زن اگر قدر و قیمت خود را بداند اشرف مخلوقات است

۵)دردنیا هیچ صحنه ای جالب تر اززنی که مشغولغذاپختن برای همسرش محبوبش هست وجودندارد

۶)درزنان قلب بیشترازمغزکارمیکند

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 15:32  توسط محمد  | 

کی میگه زنا مظلومند؟

کی میگه زنا مظلومند؟ آقا به خدا مردا مظلومند!همیشه هم همینطور بوده....اما مشکل کار اینجاست که این زنا اونقدر باهوش و زرنگ و شیطونند و ما مردا اینقدر با صداقت و پاک دل و زلال که به خود ما هم قبولونیده اند(خیلی واژه ی تخیلی شد اما خوب چیز دیگه ای به ذهنم نرسید!) موجودات نازنازی هستند!بابا جان شما به تاریخ نگاه کنید.تاریخ گویای همه چیزه:از اول خلقت بشر هر چی جادو گر و رمال و کف بین و خمره سوار وجود داشته زن بودند!شما محض رضای خدا یه مرد پیدا نمیکنید که جادوگر بوده باشه!اصلاً شما تا حالا واژه پیرمرد خمره سوار رو شنیدید؟ولی تا دلتون بخواد پیرزن خمره سوار (نماد شرارت در ادبیات کهن فارسی) داشتیم.به عنوان نمونه همون پیرزن ناقلایی که باعث شد فرهاد خودشو از کوه بندازه پایین سوار خمره بوده!عوضش نگاه کنید تمام پیامبران اولوالعظم مرد بودند!(به عبارت دیگه تمام کسایی که راه های رستگاری رو به انسان ها عرضه کردند مرد بودند!)اما دلایل مظلومیت مردان:

 

۱-برای اینکه از بچگی تا تونستیم رو پای خودمون وایسیم باید می رفتیم 6 ساعت تو صف نونوایی توقف میکردیم تا 4 تا نون سوخته بگیریم واسه پر کردن شکم خواهر کوچیکه که توی این 6 ساعت داشته با عروسکش بازی میکرده!

 

۲-برای اینکه کار نکبت بار آشغال بردن سر کوچه در ساعت 9 شب از قدیم الایام طبق یه قانون نانوشته به عهده ما بوده!

 

۳-برای اینکه هر جا خواستیم از یه دری بریم تو جمله نحس "  Ladies First " رفته روی اعصابمون!

 

۴-برای اینکه به دلیل ازدیاد بیش از حد دخترای دم بخت در سطح جامعه زیر فشار شدید عمه و خاله و .... جهت امر مقدس ازدواج هستیم!

 

۵-برای اینکه دختره رو از کنج  خونه باباش نجات میدیم و به جای اینکه ازمون تشکر کنند با کمال پر رویی از ما نفقه هم میخوان!

 

۶-برای اینکه از وقتی انوشه انصاری رفته فضا خانوم ما تو خونه بهونه می گیره و حتی جورابامونم نمی شوره!

 

۷-برای اینکه تمام شغلای کثیف و کلاس پایین مثل آشغالانس و راننده تاکسی و حمالی مال آقایونه!

 

۸-برای اینکه ما مردا فقط توی روز تولدمون کادو می گیریم اما زنامون توی روز تولدشون و سالگرد بزرگترین خریت بشر(سالگرد ازدواج و روز فرار از ترشیدگی مزمن!) و ولنتاین کوفتی!  و سالگرد و عقد و نامزدی و انرژی هسته ای و  آشنایی و سایر روز های عادی سال!!! انتظار کادو دارن و اسمشم گذاشتن تفاهم فکری و محبت انسانی.

 

۹-برای اینکه اسم هر چی گله گذاشتن واسه دخترا اما هر چی اسم ضایعه مال پسراست!

مثال:لاله،نیلوفر،شقایق و ....برای خانوما و غضنفر و صفدر و غلام و....برای آقایون

 

۱۰-برای اینکه شخصیت هایی که توی جک ها به ایفای نقش میپردازند همشون مردن و مهمترین شخصیت زنی که توی یه جک تا حالا به کار گرفته شده ماری خانم(همسر ممد آقا رشتی)بوده که اونم تازه نقش دوم رو داشته!

 

۱۱-برای اینکه ما مردا وقتی بزرگ میشیم بمون میگن خرس گنده شدین اما دخترا وقتی بزرگ میشن بشون میگن خانوم شدن!!!!

 

۱۲-برای اینکه ما مردا باید بریم خواستگاری (حالا پولی که واسه شیرینی و گل و اینا میدی به درک!اون فشار و استرس روحیش -که دختره جواب رد نده یه موقع خدای نکرده- آدمو داغون میکنه)

 

۱۳-برای اینکه موقع ازدواج باید هم خونه بگیریم هم ماشین و بابای بیچاره دختر هم (که البته یک مرده) باید جهیزیه بخره ولی خود دختره تنها انرژی که صرف میکنه حدود 2.56 کالری صرف گفتن کلمه بله میکنه!و یا فوق فوقش 4.87 کالری صرف گفتن جمله با اجازه بزرگترا بعله!

 

 

۱۴- برای اینکه در بیماری های وابسته به جنس با اینکه ناقل بیماری مامان بوده اما فقط بچه های پسر دچار این بیماری میشن!به خاطر یه کروموزوم × لعنتی فسقلی که از مامانه میگیره!

 

۱۵-و برای اینکه...بی خیال بابا تو فحشتو بده چیکار بقیه اش داری!!!!

 

پیام اخلاقی: نداریم!تو فحشتو بده کاری به پیام  نداشته باش.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 15:22  توسط محمد  | 

آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ هم

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:59  توسط محمد  | 

هیچوقت بر روی دوستان خودتون که از جنس مونث و یا خانوم هستن حساب نکنین !!

چند وقت پیش مطلبی خیلی مهم توجه منو به خودش جلب کرد و اونم این بود که هیچوقت بر روی دوستان خودتون که از جنس مونث و یا خانوم هستن حساب نکنین !!
در واقع خانومها دوستان خوبی نیستن و واسه همین به همه، چه آقا و چه خانوم توصیه می کنم که دوستاتون رو منحصرا از بین آقایون انتخاب کنین !!
خب مسلمه که همه می پرسن چرا ؟!
با یک مثال ساده توضیح می دهم واستون :
آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده
یه شب خانوم نمی ره خونه
فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!
آقا بلافاصله بعد ازین جواب به 10 تا از بهترین دوستان خانوش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!
خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمی روشون حساب کرد
اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین
چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!
آقا یه شب خونه نمی ره
و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!
و خانوم بلافاصله به 10 تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که :
آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
8 تا از دوستای آقا می گن که آره !!!!! آقا دیشب پیش ما بوده
و 2 تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست !!!!! لووول
به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد .
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:49  توسط محمد  | 

خاطرات پدر

در خاطرات پدر خواندم :

روزی دختری را دیدم

و به او خندیدم

تا به خود آمدم دیدم

آن چه نباید می دیدم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 19:46  توسط محمد  | 

روز مرد

سلام

روزمردرابه تمام اشرف مخلوقات تبریک می گم

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 11:51  توسط محمد  | 

Before the marriage:


He: Yes. At last. It was so hard to wait.

She: Do you want me to leave?

He: NO! Don't even think about it.

She: Do you love me?

He: Of course!

She: Have you ever cheated on me?

He: NO! Why you even asking?

She: Will you kiss me?

He: Yes!

She: Will you hit me?

He: No way! I'm not such kind of person!

She: Can I trust you?

Now after the marriage you can read it from bottom to the top!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:55  توسط محمد  | 

دافامون رودستمون بادکرده

بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی دوست دختر توسط اداره نظارت بر امور داف بازی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط (که شرایط لازم را در زیر آورده ایم)در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه نمایید ... بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید.شرایط اولیه به تفکیک استان محل زندگی عبارتند از:

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 

 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل –برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر دیگر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

 

 

بهترین دوست دختر را با بهترین اخلاق از ما بخواهید.سازمان اداره و سازماندهی و نظارت بر امور روابط ! همراه با گواهینامه ایزو میزو 2000 در مدیریت و کیفیت کالا.واحد نومنه سال در سال 85.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 17:56  توسط محمد  | 

تاریخچه ی مخ زنی

اصولاً مدرنیته خیلی چیز بدیه چون همه چیز و تحت تأثیر قرار داده حتی طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاریخ نشون داده که مردان در هر دوره ای از تاریخ برای جلب توجه خانوم ها باید یه بامبولی سر خودشون پیاده می کردند تا این موجودات فتنه انگیز ولی در عین حال بسیار خوش خط و خال! یه نیم نگاهی بشون بندازن.اما با گذشت زمان این خانوم ها که بشدت هم دمدمی مزاج بودند باعث شدن این مردای بدبخت برای اینکه روحیه تنوع طلبی زن ها ارضا بشه هی تیپ های مختلفی بزنن!خدا میدونه در آینده چه جوری باید باشیم تا این زن ها و دخترا به ما گوشه چشمی نظر بندازند!!!در زیر سیر تکاملی روش های مخ زنی در گذر تاریخ رو مشاهده می نمایید:

 

در عصر حجر

 

در این عصر چون  هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:

 

* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)

 

*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سینه آقایون و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)

 

*داشتن غار بزرگ تر

 

*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مرفهان بی درد اون دوره داشتند)

 

 

هدف از مخ زنی: بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه)

 

 

بعد از عصر حجر یه عصری اومد که در اون زن ها خیلی راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلی تلاش کنی تا مخشون رو بزنی. البته به دلیل تلاش های زیادی که بعضی از زنان فمنیست جهت حذف کردن این قسمت تاریخ داشته اند ما اطلاعات دقیقی از این دوران نداریم.ولی میدونیم همیشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه یه دوره ای توی تاریخ بوده که مردا حالشو بردند و چیز دیگه ای که میدونیم اینه که احتمالاً زنهای این دوره انسانهای بسیار فهیم و با منطقی بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکی کلاس بذارند ترشیده می شن و میمونن روی دست ننه باباهشون واسه همین هیچوقت نه نمیگفتند!!!!

 

 

دوره هخامنشی

در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که  بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

 

*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)

 

*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)

 

*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

 

هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

 

 

دوره قاجار:در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه)  یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو 9002 ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت 5 برو کافی شاپ هویج  دوست دخترت اونجا منتظرته!)

 

هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

 

 

دوره پهلوی:در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی –بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:

 

*فقیر بودن  و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)

 

*داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)

 

*شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق

 

*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.

 

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی

 

*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!

 

*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)

 

هدف از مخ زنی:رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر  و داشتن زندگی راحت و مرفه!

 

 

دوره انقلاب تا چند سال پیش: در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:

 

* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه

*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

 

هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی!

 

 

 

دوره امروز: به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوری که امروز اگر یک پسر بخواهد مخ دختری را تیلیط(ترید) نمایدباید حتی الامکان و از نظر ظاهری شبیه یک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزدیکی کند!

ویژگی های اساسی جهت مخ زدن:

 

*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!

 

*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok  عزیزم- چشم honey momi  وDady  رفتن بیرون و من تنهام!-I love u و ....

 

*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر ولی در عین حال انکار کردن این ویژگی در جمع!

 

*نداشتن سیبیل و پشم و پیلی و به طور کلی تمام ویژگی های مردانه دوره های قبلی

 

* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!

 

*داشتن فامیل در کشور های اروپایی , امریکایی و حوزه دریای کارائیب!

 

و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دانید!

 

هدف از مخ زنی:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!

 

اما یه نکته:تا دو سال پیش اگه دنبال دوست دختر بودیم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نیازمند ماشین و خونه و شغل و .... می بودیم.اما با این روندی که داره پیش میره - و اینکه دخترای این دوره زمونه به جای اینکه دنبال یه دوست و همدم باشند انگار دنبال یه جنس اتیغه و لوکس هستند- من پیش بینی می کنم تا دوسال دیگه ازدواج خیلی با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه.....!

 

واقعاً من هنوزم نفهمیدم هدف از داشتن دوست پسر برای این دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پیش بقیه رفقاشونه یا اینکه داشتن یه دوست خوب و همدم صمیمی؟!؟!؟!؟!(البته آقا پسرا زیاد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضی از موارد عکس این قضیه هم صادقه!)راستش این قضیه رو هیچوقت یادم نمیره که یه دختر خانومی که خودش اصلاً قیافه آنچنانی نداشت دنبال یه پسر تو مایه های براد پیت برای دوستی بود!وقتی بش گفتم خودش با اینکه یه قیافه خیلی معمولی داره و چرا دنبال چیزی تو حد و اندازه های خودش نیست به من جواب داد:برای اینکه می خوام دوست پسرمو به دوستای دخترم نشون بدم تا حسابی حالشون گرفته شه و پز دوست پسراشون رو واسم ندن!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:4  توسط محمد  | 

خاطرات ملوانانی که به خلیج تجاوزکردند

یکی از بهترین طنزهای عمرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:25  توسط محمد  | 

آزموده هاي مادر ترزا

مردم، اغلب، نامعقول و غير منطقي و خودخواه هستند؛ باري، آنها را ببخش
اگر مهربان باشي، مردم تو را به خودخواهي و داشتن اغراض پنهاني متهم مي كنند؛ باري، همچنان مهربان باش
اگر آدم موافق باشي، دوستاني غير صادق و دشمناني صادق به دست خواهي آورد؛ باري، از موفقيت دست برندار
اگر صادق و صميمي باشي، مردم تو را فريب خواهند داد؛ باري، همچنان صادق و صميمي باش
آنچه سالها صرف سازندگي آن مي كني ديگران در يك شب از بين مي برند؛ باري باز هم سازنده باش
اگر شادي و آرامش داشته باشي، بعضي ها به تو رشك خواهند برد؛ باري، شاد باش
كارهاي خوبي را كه امروز انجام مي دهي، اغلب فراموش خواهد شد؛ باري كارهاي خوب انجام بده
بهترين چيزها را كه داري ببخش، شايد كه كافي نباشد؛ باري، بهترين را ببخش
در يك كلام، همه اينها بين تو و خداي توست؛ باري، هرگز بين تو و ديگران نبوده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:3  توسط محمد  | 

جایزه ی بزرگ

 
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
" آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است."
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:13  توسط محمد  | 

اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند

اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ،

 و کلاه عجيب و غريبی سرش بگذارد ،

 شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان می برد .

ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند

 شوهرش با کمال ميل او را بيرون می برد و تمام مدت به زنی

 که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب

 سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره می شود !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 16:1  توسط محمد  | 

اصل قضیه

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما آن را باند پيچي کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوري شد

اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده"!!!!!!

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از

هلند شکلات زيادي اورده است

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : "الکي مي گن زانتيا ايربگ داره

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد

اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون

کشيدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:58  توسط محمد  | 

چرا مرغ از خيابان رد شد؟

ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.

موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت "به آن سوی خيابان برو" و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.

مارکس: مرغ بايد از خيابان رد می شد، اين از نظر تاريخی اجتناب ‌ناپذير بود.

خاتمی: چون می خواست با مرغهای آن طرف خيابان گفتگوی تمدنها بکند.

رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف می کنيد؟

شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن می دونستيم ها... آقا يه دقه...

نيچه: چرا که نه؟

فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان می دهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد، آيا در بچگی شصت خود را می مکيديد؟

داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.

همينگوی: برای مردن، در زير باران.

اينشتين: رابطه ی مرغ و خيابان نسبی است.

سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال ‌شده ی اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهوده ی او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان می دهد.

پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خيابان رد نمی شوند، توجه ما بايد به آنها معطوف باشد، چرا هميشه فقط بايد درباره ی مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد می شود؟

صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

خواننده ی آهنگهای آبدوغ ‌خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...

شيرين عبادی: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است، در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسی را فراری نمی دهد.

روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که می خواهد از خيابان رد شود؟

نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.

حافظ : عيب مرغان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.

کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت، مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی‌ توجه و وحشتزده انداخت، اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست ‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازه ی کوچک جثه‌اش دشوارتر می نمود.

بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.

فردوسی: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه.

ناصرالدين‌ شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود، آن پدر سوخته هم رد شد.

سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.

خمينی: بروند گم شوند اين مرغها، لکن اين مرغها هيچ غلطی نمی توانند بکنند، من خودم خيابان تعيين می کنم، من توی دهن اين مرغها می زنم.

طرفدار داستانهای علمی تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد، مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.

اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان می کند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟

جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.

سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود، وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.

احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌های ذهن خويش، می جويم. من، می مانم، و مرغ، می رود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايه‌های دردمند سرخ.

رنه دکارت: از کجا می دانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

لات محل: به گور پدرش می خنده! هيشکی نمی تونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس ‌کش!

بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانه ی خود را نفی می کنی.

پدرخوانده: جای دوری نمی تواند برود.

فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.

رفسنجانی: اينجور نيست که مرغ از خيابان رد شده باشد، حالا بعضی از اشخاص يک چيزی گفته‌اند و ممکن است اين شبهه به وجود آمده باشد که چنين چيزی شده، اما به‌رغم همه ی اينها امت اسلامی آمادگی کامل دارد و به اميد خداوند در برابر اين توطئه‌ها مقاومت می کند.

ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد، دليلش هيچ اهميتی ندارد، رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه می کند.

پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بود.

هيتلر: اگر اراده ی ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد.

احمدی‌ نژاد: خيابان و فناوری رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمی جوانان ايران و حق ملت ايران است، ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد، موج معنويت و بيداری در دنيای اسلام، به اميد خدا به زودی اين مرغ را از دامان دنيای اسلام پاک خواهد کرد.

فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بی‌انصاف قبول نکرد.

کودک: میخواستش که به اون طرف خيابون برسه!

آیا واقعاً چنین است؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:12  توسط محمد  | 

شب آرزوها

سلام

شب آرزوهاست

آرزوی من رسیدن شمابه آرزوهاتونه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:6  توسط محمد  | 

سلام

ببخشیدنیامده بودم

روز زن رو به همه ی مردا تسلیت میگم

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:24  توسط محمد  | 

:: كشاورز و الاغ

کشاورزي، الاغ پيري داشت که يك روز به صورت اتفاقي، درون چاهي خالي از آب افتاد.

کشاورز، هر چه تلاش کرد نتوانست الاغ را از چاه بيرون بكشد. كشاورز و مردم روستا، براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد، تصميم گرفتند كه چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد.

مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند و زير پايش مي ريخت و وقتي سطح زير پايش بالا مي آمد سعي ميکرد بر روي خاكها بايستد.

روستايي ها، همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن، ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون آمد.




مشکلات زندگي هم مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم:

اول اينکه اجازه بدهيم مشکلات، ما را زنده به گور کنند و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 13:40  توسط محمد  | 

کدوم راه

کدوم راه را انتخاب می کنید؟؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:24  توسط محمد  | 

چندسوال مهم!!!

1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

 

 2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

 

3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟

 

4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

 

5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

 

 6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟

  

7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟

8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

 

 9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

 

 10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

 

11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

 

12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:19  توسط محمد  |